در روز اربعين در روز اربعين .

در روز اربعين

عرفان و عارف

سلام
چند سؤالي داشتم از خدمتتان.
١. عرفان چيست؟
٢. عارف كيست؟
٣. سير و سلوك چيست؟
۴. چرا در طول تاريخ، مراجع تقليد را عارف نمي‌نامند؟ مگر عارف غير از كسي است كه عمل به واضحات و مسلمات مي‌كند؟
ممنون

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالي

سلام عليكم
جواب ۱: عرفان در لغت، به معني شناخت است و در اصطلاح، راهي براي رسيدن به روشن‌بيني باطني است. البته محدوده‌ي عرفان، به درستي مشخص نيست و از بت‌پرستان هندي، مانند بودا، ساي‌بابا، كريشنا مورتي و اوشو گرفته تا راهبان تبّت مانند لوبسانگ رامپا تا سيد علي آقاي قاضي و آيت الله بهجت (ره) را «عارف» مي‌خوانند!
پس عرفان، بازار پرآشوبي است كه هيچ چيز آن،‌ به درستي و نظام‌مند، روشن نيست. البته در تعريف ما، عارف، همان صوفي بي‌سلسله است كه توضيح مفصل آن، در كتاب آشنايي با منهاج فردوسيان آمده است.
جواب ۲: همچنان كه در جواب سؤال اول گذشت، چون محدوده‌ي عرفان مشخص نيست، عارف نيز تعريف مشخصي ندارد و حتي براي صوفيان بي‌صفا نيز از «عارف بالله» استفاده مي‌كنند! در كرسي‌نامه‌ي برخي صوفيان ديدم كه نوشته بود: «عارف بالله حضرت فلان عليشاه»! البته برخي تلاش مذبوحانه دارند كه «عارف» را از «صوفي» جدا كنند؛ ولي در حقيقت، همگي، رهروان راه اباطيل خوساخته هستند و در پي رسيدن به لذت‌هاي باطني ـ يا به تعبير خودشان «بهشتِ نقد» ـ در همين دنيا مي‌باشند.
جواب ۳: سير و سلوك، به معني طي مراحل براي رسيدن به درك‌هاي باطني است. راه‌هاي متعددي براي رسيدن به اين روشن‌بيني، اختراع و اكتشاف و عرضه شده است. از روش‌هاي متداول در «عرفان سرخپوستي» و «عرفان جادوي كارلوس كاستاندا» گرفته تا روش «معرفه النفس ملا قلي جولا». چيزي كه در تمام اين برنامه‌هاي سير و سلوكي متداول، مشترك است، «اختراعي بودنِ» آن است. البته برخي طريقه‌هاي سير و سلوكي، «التقاطي» است؛ يعني مخلوطي از دين و عرفان است. مثلاً به جاي مَنترها از آيات قرآن يا اذكار مأثوره استفاده مي‌كنند. به بيان ساده، به جاي اين كه مثلاً بگويند: «هومبا لومبا» تا به حالت خلسه وارد شوند، مي‌گويند: «لا هو الا هو». و با اين فريب، عرفان و سير و سلوك را اسلاميزه كرده و آموزه‌هاي زميني خود را آسماني و وحياني جلوه داده و به خورد ساده‌دلان و خامان مي‌دهند.
جواب ۴: از جواب‌هاي بالا، تا حدودي جواب اين سؤال نيز مشخص مي‌شود. مرجع تقليد، كسي است كه با تلاش علمي فراوان، به ملكه‌ي اجتهاد رسيده و به دليل دارا بودن ساير امتيازات، به عنوان مرجعي براي رجوع غيرمجتهدين به نظرات فقهي‌اش قرار مي‌گيرد. چنين شخصي، الزاماً اهل عمل به تمام دانسته‌هاي ديني‌اش نيست. يعني مراجع تقليدي هستند كه برخي واضحات و مسلّمات ديني را با آگاهي تمام، زير پا مي‌گذارند. پس مقام بالاي علمي با مقام بالاي عملي، فرق مي‌كند. مرجع تقليد را به مناسبت مقام علمش مرجع تقليد قرار مي‌دهند نه به مناسبت مقام عملش به واضحات و مسلّمات. از سوي ديگر، اينان چون اهل اذكار و اوراد اختراعي و رياضت‌هاي غيرشرعي نيستند، عارف خوانده نمي‌شوند.

موفق باشيد
حاج فردوسي


برچسب: سير الي الله، معرفت، معرفة الله، قاضي، علامه طباطبايي، علامه طهراني، منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، ،
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۵۵:۲۱ توسط:هدي سينايي موضوع:

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :